چون است حال بستان …

دارم ماکت می سازم. همراه با شنیدن موسیقی! خوبیه ماکت درست کردن و شیت کشیدن همینه اصلا”! میتونی هم کار کنی، هم یه هدفون تو گوشت باشه! ولی وقتی میشینی یه مسئله ی مسخره ی فیزیک شیمی حل میکنی که نمیتونی از این کارا کنی! حالا که چی که مثلا” دو دوتا میشه ۴ تا …؟!!

تصمیم گرفتم برای کارم از درهای ارسی استفاده کنم. چه قدر قشنگه این ترکیب های رنگ. واقعا” زیباست. کافیه همراه این کار ها، یه آهنگ سنتی هم گوش بدی تا کاملا” بری توی یه عالم دیگه. تا بفهمی معماریه سنتی یعنی چی، تا بفهمی چی داریم و نمی دونیم، تا بفهمی چیا رو داریم با چیا عوض میکنیم …

شعر ” چون است حال بستان” که محسن نامجو بسیار زیبا خوندش رو حتما” گوش کنید. اصل شعر از سعدیه.

چون است حال بستان، ای باد نو بهاری ؛ کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری

گل نسبتی ندارد باروی دل فریبت ؛ تو در میان گل ها چون گل میان خاری

ای گنج نوشدارو، بر خستگان گذر کن ؛ مرهم به دست و مارا مجروح می گذاری

عمری دگر بباید بعد از وفات مارا ؛ کین عمر طی نمودیم، اندر امیدواری …

{ به اشتراک بگذارید }
Digg Google Bookmarks reddit Mixx StumbleUpon Technorati Yahoo! Buzz DesignFloat Delicious BlinkList Furl


No Responses to “چون است حال بستان …”

نظر خود را بگویید :

نام (لازم) :
پست الکترونیکی (منتشر نخواهد شد) (لازم) :
وبسایت :
نظرتان را بنویسید
XHTML : میتوانید از چیزها (؟!) ی روبرو استفاده کنید! <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>