فردا امتحان نداریم! هوورا! D:
دانشگاه آذر ۲۷م, ۱۳۸۶
آخ که چه حالی میده امتحانی رو که نرسیدی تا آخر بخونی اوون دقیقه ی ۹۰ کنسل بشه! آی حال میده! آی حااال میده! دیشب که تا ساعت ۴ داشتم عین چی معماری معاصر میخوندم تا به امتحان فردا برسم، تو فکر این بودم تا با نخوردن غذا و پیچوندن آتلیه و هزار راه دیگه یه زمینی به دست بیارم برای درس خوندن، ولی الان نمی دونم با اوقات فراغتم چی کار کنم! D:
فردا کنفرانس خفنی داریم در باب فولاد برای درس مصالح ساختمانی! نمیتونم فایل پاور پوینتش رو بذارم، چون کار گروهی بوده! ولی عکس خفنی از گروهمون میذارم، باشد تا عبرت بگیرید! D:
+ برای بار هزارم قالب رو عوض کردم! تازه یاد گرفتم چجوری قالب رو اساسی فارسی کنم!

آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ at ۱:۰۱ ب.ظ
همانا کنسل شدن امتحان از مواهب الهی است و تو چه دانی که موهبت چیست؟!! :)
من به شما آرشیتکتها از یک جهت حسودیام میشه که عکاسی را خوب یاد میگیرید! (جملهش را خودت راست و ریس کن)
خرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۶:۱۳ ب.ظ
私はこの悪魔のようなうつ病治療と۲۰年間苦闘しました。はじめの۱۰年は一人でうつ病そしてもう۱۰年はうつ病あるドクうつ病ターと共にうつ病に立ち向かっうつ病たと言っていいでしょう。それはあまりにうつ病長く、辛いうつ病治療の経験でした。しかし、その時間は私に、うつ病に対する深い知恵とうつ病の対処法、そして不屈の勇気うつ病を与えてくれたのです。そして、うつ病にさよならしてください。