دیوار
روزمره, غیره, هنـر بهمن ۲۰م, ۱۳۸۶

سرباز با پرونده از اتاق میاد بیرون.
سرباز با لبخند : پرونده سریه، نمیشه
پسر و دختر : تو بگو. ما قول میدیم به هیشکی نگیم
سرباز یک نگاه عاقل اندر سفیه به بچه ها میکنه و میگه : میگن یه دختره میخواد موتور سواری کنه! آره؟
پسر: خب آره. مگه چیه؟ و با اشاره ی سر دختر رو نشون میده
سرباز: شما برادرشی؟ خب بهش حالی کن که دختر نمیتونه موتور سوار شه. موتور سوار میشه، میره اون بالا، میخوره اینور اونور، میخوره به دست نامحرم، بلبشو میشه، شلوغ میشه، مملکت به آشوب کشیده میشه . کات! سکانس بعدی! ] صوت و کف در سالن
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۶ at ۱:۳۳ ق.ظ
فیلم فرمان آرا چطور بود ؟؟
ما که هنوز توی کف سنتوری مهرجویی موندیم …
بهمن ۲۲م, ۱۳۸۶ at ۷:۰۴ ب.ظ
خوشبحالت واسه خودت امسال برنامه ریزی جشنواره هم کردی. ممن که نفهمیدم امسال کی شورع شده چه جوری شروع شد و کی جایزه برد. ولی خوب…یادم می مونه که دیوار فیلم خوبیه. مرسی.