به دانشگاه برمیگردیم …!
از اوونجایی که تا الان در حال خوردن و خوابیدن به سر میبردیم، وجدانمان اندکی درد گرفته ، به دنبال کار و زندگیمان میرویم فعلا” !
از اوونجایی که تا الان در حال خوردن و خوابیدن به سر میبردیم، وجدانمان اندکی درد گرفته ، به دنبال کار و زندگیمان میرویم فعلا” !

کلیسای کوچک La Esrancia از اوون دست کلیساهای پر تجمل با معماریه پیچیده نیست که معمولا” در دوره ی گوتیک میبینیم. اینجا شاید نوع جدیدی از عبادتگاه مدرن باشه که ساختش رو لوکوربزیه شروع کرد و بعد از سال ها، Bunker Arquitectura اوون رو ادامه داده.
مالک باغهای colonial-era واقع در جنوب مکزیکوسیتی محلی تجاری میخواست تا بتونه به زوج های جوانی که قصد ازدواج دارن اجاره بده ؛ در واقع محلی که برای برگزاری مراسم مختلف طراحی شده باشه؛ منظور اولیه او شباهت زیادی به یک تالار داشت، ولی Bunker تونست مالک رو متقاعد کنه تا بنای مدرن خودش رو که بی شک تاثیر گذاری شگرفی بر احساس بیننده میذاره رو بسازه.
طرح اولیه بانکر، ساختمانی با دیواره های شیشه ای بود که بامخالفت مالک روبرو شد. چون مالک عقیده داشت که اوون مکان در طول روز بر اثر تابش آفتاب بسیار گرم خواهد شد، تا جایی که برگزاری هرگونه مراسم رو غیر ممکن میکنه. برای همین طرح بانکر با اعمال تغییراتی روبرو شد. بانکر از تیر های شیشه ای ماتی استفاده کرد که با فاصله ی کم از همدیگه به صورت عمودی قرار میگیرن تا بتونن کار تهویه ی هوا رو هم انجام بدن.
در دیوار انتهایی هم صلیبی در دیوار شیشه ای قرار داره. کف بنا هم بنا بر نظر معمار میبایست از مرمر ساخته میشد که به دلیل صرفه جویی های اقتصادی بتن ریزی شد! منظره ی این بنا در هنگام شب از بارزترین ویژگی های این بناست.


هنگامی که موزه ی هنرهای شهر میامی تصمیم به ساخت یک شعبه ی مرکزی جدید برای خود کرد، تصمیم گرفته شد تا کار احداث بنا به دونفر از معروف ترین معمار های سوئیسی سپرده بشه. Jacques Herzog و Pierre de Meuron . از اونها انتظار میرفت تا مکانی شگفت انگیز طراحی کنند تا ارزش اینکه جایی بین المللی باشه رو داشته باشه. در حقیقت چیزی که اونها از این دو نفر خواستند، تفسیر جدید و مدرنی بود از “باغ های معلق بابل” ؛ یک مکان رویایی که فضاها، جو ها و فرهنگ های مختلف رو به هم متصل کنه.
سطح زیربنا، ۱۲۰۰۰۰ فوت مربع بود که توسط سه ساختمان کوچک احاطه شده . در طرح ساختمان، برای اینکه ساختاری با ابهت به وجود بیاد، بالکن های سایه گیر بزرگی به همراه میدان عمومی بزرگی که زیر امتداد سقف بنا به وجود میومد ساخته شد.
سقف سایه بان به صورت سوراخ دار ساخته شد، نه فقط به این دلیل که خاصیت نور گیری و تهویه داشت باشه ، بلکه بیشتر به این علت که بتونه راه انتقالی بین فضای داخلی و پارک بیرونی ایجاد کنه. دلیل دیگه ی این کار این بود تا افرادی که از هوای مرطوب میامی به داخل موزه که هوای قابل کنترل تری داره وارد میشن ، کمتر تفاوت رو احساس کنن.
هنگامی که افراد از پارک کنار ساختمان وارد میدان عمومی میشن، با درخت ها و ستون های متعددی احاطه میشن، ستون هایی که مثل یک جنگل سایه بان زیبایی رو به وجود میاره. بعد از کمی پیشروی در این محوطه، به حجمی میرسن که ساختمان اصلی موزه رو تشکیل داده.
+این پروژه سال ۲۰۱۱ به اتمام خواهد رسید …

کارخانه ی سیتروئن سابقه ی طولانی در استفاده از معماری مدرن برای به نمایش گذاشتن محصولات تولیدی خودش داره. شاید این میل ناشی از این باشه که میخواد متفاوت بودن محصولات خودش رو نسبت به سایر شرکت ها نشون بده. ساختمان جدید که با نام C۴۲ شناخته میشه، توسط Manuelle Gautrand ، بعد از برگزاری یک مسابقه ی بین المللی طراحی شد.
ساختمان C۴۲ ، بازگشت دوباره ای هست به ساختمان های شبکه ای با طرح تمام شیشه در نما. در داخل، پلکان مرکزی و پیچ در پیچی ، به صورت مجزا و مشخص وجود داره که در هر طبقه صفحهاتی از اون بیرون زده و علاوه بر نقش اولیه، کار تبلیغات رو هم انجام میده. طرح های نما هم که شهرت این بنا رو باید از اوون ها بدونیم، به صورت دوتا دوتا تا ارتفاع ۳۰ متری ادامه پیدا میکنن. خود معمار بنا، این طرح رو الهام گرفته از صنعت طراحی اتوموبیل های مدرن میدونه ؛ به عبارت دیگه، در حقیقت ۸۴ تن شبکه سازی با استفاده از شیشه و فولاد، با وجود اینکه کل بنا رو در بر گرفته، ولی هنوز سادگی خودش رو حفظ کرده و به طور موثری به نوعی خوداتکایی رسیده ، مثل چیزی که امروزه در صنعت اتومبیل سازی سعی میشه به اوون برسن. البته به نظر من این طرح خیلی شبیه آرم خود سیتروئن هستش که میشه گفت میتونه الهام دهنده ی این نوع ساختار باشه.
معمار بنا ، Manuelle Gautrand در سال ۱۹۶۱ به دنیا اومده و در سال ۱۹۸۵ به عنوان یک معمار شناخته شد. بعد از اینکه در پروژه های مختلفی شرکت کرد، اولین پروژه ی مستقل خودش رو در سال ۱۹۹۱ اجرا کرد. بر خلاف سن پایینش، وی پروژه های بسیار زیادی رو در فرانسه اجرا کرده. در سال ۲۰۰۵ هم به دعوت Deutsches Architektur Museum به فرانکفورت رفت تا طرحش رو برای نمایشگاه سیتروئن عرضه کنه.
اولا” که این یک پست معمارانست! پس سعی میشه با مثال های معمارانه مسئله بهتر براتون جا بیفته. خب! برای شروع باید “هنری بودن” رو تعریف کنید یا بهتر بگم! باید فکر کنید به اینکه چی میشه که شما فکر میکنید “هنری” هستید؟ اشتباه نکنید! اصلا” اهمیتی نداره شما چیزی از هنر بدونید یا حتی کتابی در این باره خونده باشید، اصلا”! البته دونستن چند تا اصطلاح سخت نه تنها مفید که لازم است. هر چه هم این اصطلاح ها سخت تر، مسلما” غلظت هنری بودن شما بیشتر. اصولا” فرد هنرمند “باید” با دیگران تفاوت های زیادی داشته باشه، جوری که وقتی توی شب ، وقتی برقا رفته و شما مشغول قدم زدن توی خیابون هستید، همه راه به راه ازتون بپرسن “شما هنرمندی؟” ولی حالا باید چجوری این تفاوت رو ایجاد کرد؟ به سادگی! چیزی که زیاده راه های ایجاد کردن این تفاوت هاست. شما میتونید با تغییر دادن ابتدایی ترین اصول زندگی، به تغییراتی بس دهان پر کن برسید؛ مثلا” کی گفته باید لباس هاتون دکمه داشته باشن؟ بکنیدشون و جاشون سنجاق قفلی بزنید به چه گندگی! یا چرا اصلا” موهاتون رو کوتاه میکنید؟ مگه نشنیدید که میگن “هر آنکس گیس بلندتر، هنر افزونتر … ” .
خب! داریم از بحث معمارانه دور میشیم! برمیگردیم …!
نمود معمارانه ی این افراد بسیار فراوان یافت میشود، به دلایل متعدد. مثلا” چرا نباید کافه یا رستوران شما از بقیه ی جاها “تو چش تر” باشه؟ دلیل ساده ی دیگه اینکه حتما” باید محلی متفاوت وجود داشته باشه برای افراد متفاوت …
خب! حالا میخوایم بگیم این تفاوت رو چجوری باید درست کرد. فرض میکنیم شما میخواید یک کافی شاپ “هنری” بزنید. مسئله باز هم به طرز شگفت آوری سادست! اصلا” به کیفیت غذا و سرویس و … لازم نیست فکر کنید، مهم اسامی هستن و لاغیر. سعی کنید چند جور دسر با اسامی به شدت بغرنج در لیست داشته باشید، وجود انواع قهوه هم الزامیست. باز هم تاکید میکنم که کیفیت ، در حکم نکته ی انحرافی هست، بی خیالش باشید …
گام بعدی تهیه یک دکوراسیون مناسبه. اولا” سعی کنید محل رو تا میتونید تاریک کنید. هم پول برق نمیدید، هم مکان به شدت هنری میشه.
مسئله ی دیگه “شعر” هستش که جدیدا” بدجوری جواب میده؛ باز هم لازم نیست نگران باشید. برای شعر ها هم اولا” لازم نیست خودتون دست به کار بشید، پس بقیه ی شعرا برای چی شعر گفتن؟ در ثانی! حتی شما هم میتونید چند تا کلمه بذارید کنار هم و یه شعر فوق العاده “نو” بسازید. بعد از اینکه شعر ها رو به مقدار لازم تهیه کردید، اونها رو با فونت های درشت و ترجیحا” کج بزنید به در و دیوار، مردم محذوذ بشن. ولی خودخواه نباشید! چرا میخواید لذت شعر گفتن رو فقط برای خودتون داشته باشید؟ برای اینکه شادیتون رو با لقیه هم تقسیم کنید، یه تیکه کاغذ پت و پهن میچسبونید به دیوارتا بقیه هم بتونن ذوق خودشون رو به نمایش بذارن ( گرچه هنرمند اگه هنرمند باشه، اثارش رو هرجا، حتی زیر شیشه ی میز هم باقی مذاره … )
البته موضوع رو محدود به شعر نکنید، هر چیز اجق وجق (عجق وجق ؟ و…! ) رو هم که بکشید نوعی هنره. کی جرات میکنه بگه این مزخرفات چیه که کشیدید؟ داستان “لباس پادشاه” رو چند بار دیگه با دقت بیشتری بخونید و ترجیحا” از برش کنید …
نکته ی بعدی پوستر ها هستن. تا میتونید از هر منبعی که شده پوستر های ترجیحا” رنگارنگ پیدا کنید و بزنید به در و دیوار. اینجوری هم دیگه کسی عمرا” به خودش اجازه ی شک کردن به هنری بودن مکان رو نمیده ، هم کافتون رنگ و لعابی میگیره، اصلا” هم نمی خواد به این موضوع فکر کنید که مثلا” تاریخ پوستر نمایشگاهی که زدید به دیوار برای کیه، هنر که زمان خاصی نداره …
+ پس نوشت : منظور از عکس ها ،جای خاصی نبود ، تعمیم بدهید …
+پست تر نوشت! : ادعایمان نمیشود جان شما …!
” حالت های غیر ممکن ” یا ” حالت های تصور ناپذیر ” ، نوعی از تصاویر دو بعدی هستند که به محض دیده شدن، توسط سیستم بصری انسان، تصوری سه بعدی از اونها میشه ، در حالی که اون تصور در حقیقت امکان پذیر نیست. به عبارت دیگه اوون تصویر واقعیتیه که نمیتونه وجود داشته باشه ، حداقل بر اساس قوه ی ادراک ما. در اکثر مواقع این غیر ممکن بودن بعد از چند ثانیه که شما به تصویر خیره شدید، رای شما واضح میشه. البته درک سه بعدی شما از شکل، چیز ثابتی خواهد بود، حتی اگه شما به غلط بودن اوون هم پی برده باشید. اما این چه کسی پی به وجود این اشکال برد؟
هنرمند سوئدی ، Oscar Reutersvärd ، اولین کسی بود که تعداد زیادی از این اشکال طرح ریزی کرد. به او ” پدر حالت های غیر ممکن” لقب دادن. در سال ۱۹۵۶ ، روانپزشک انگلیسی، Lionel Penrose به همراه پسرش، مقاله ای کوتاه منتشر کردند با عنوان ” حالات غیر ممکن : نوع ویژه ای از خطای ادراکی ” . با انتشار این مقاله، مثلث طراحی شده توسط وی که به عنوان “مثلث پنروس” شناخته میشد، مشهور شد.
از سال ۱۹۳۰ به بعد، کسی که این هنر رو به تمامیه جهان معرفی کرد، هنرمندی هلندی به نام M. C. Escher بود که طرح های بسیاری در رابطه با پارادوکس های پرسپکتیو و حالت هایی که انجام شدنشون غیر ممکن بود داد. در سال ۱۹۵۷، وی اولین طرح خود رو با نام Cube with Magic Ribbons ارائه داد.
از کارهای این هنرمند میشه به Drawing Hands اشاره کرد، کاری که در اوون دو دست نشون داده شده که هر کدوم در حال کشیدن اوون یکیه! کار دیگه آسمان و آب نام داره که در اوون پرنده ها در آسمان به تدریج به ماهی های درون آب تبدیل میشن.
در Ascending and Descending گروهی رو نشونمیده که مزمان در حال بالا رفتن و پایین اومدن از پله ها هستن ،ساختاری که ساختنش غیر ممکنه، ولی با به هم زدن قوانین پرسپکتیوی قابل کشیدنه.
برج شهر مسکو ، بعد از اینکه در سال ۲۰۱۲ به پایان برسه، بلند ترین برج اروپا خواهد بود. این برج که در مسکو در حال ساخته ،ارتفاعی معادل دو برابر برج ایفل خواهد داشت. در خود شهر مسکو هم ساختمانی که به ارتفاع این برج حتی نزدیک هم باشه وجود نداره . کاربری این برج هم محدود به کا خاصی نیست. از آپارتمان های مسکونی و اداری گرفته تا هتل و مکان های تفریحی. این برج دارای یک سیکل انرژی هست که مصرف انرژی رو بهینه و به طرز قابل توجهی کم میکنه. این برج رو فاستر و گروهش طرح ریزی کردن که میتونید در اینجا عکس ها و اطلاعات بیشتری رو در سایتشون مشاهده کنید.
اما در آسیا، صحبت از ساخت برج های بلند تری هستش. مهمترین برجی که میشه بهش اشاره کرد، برج دبی هست. اگر این سازه تا سال دیگه به اتمام برسه، بزرگترین سازه ی ساخته شده
توسط انسان در جهان و بلند ترین ساختمان ساخته شده تا امروز میشه که ارتفاعی برابر ۸۱۸ متر خواهد داشت. ( اکنون بلند ترین ساختمان در ری زمین، صرف نظر از طول آنتن، برج تایپه در تایوان هست که ارتفاعی برابر ۵۰۹ متر داره ). در سایت رسمی این برج هم میتونید اطلاعات جالبی رو پیدا کنید. در حال حاضر ۱۵۹ طبقه از برج که دارای ارتفاع ۶۰۴.۹ متر هست ساخته شده. حتی میتونید واحد های تجاری برج رو هم پیش خرید کنید!
به عنوان سومین دوره ی انجمن علمی معماری دانشگاه تهران، تصمیم گرفتیم آرم ( و مهر ) این انجمن رو عوض کنیم ( چرا که آرم قبلی خیلی ضایع بود! ) و برای این کار هم قرار شد مسابقه ای برگزار بشه و طرح برگزیده به عنوان آرم این انجمن انتخا ب بشه. از اونجایی هم که فعلا” انجمن علمی سایت فعالی نداره ( البته فعلا”! در تدارک ساخت یک سایت خوب میباشیم! ) برای همین گفتم اینجا این خبر رو اینجا بدم، البته به صورت غیر رسمی! فکر کنم خود پوسترش گویا باشه.
+این آرم باید قابلیت تبدیل شدن به مهر انجمن رو داشته باشه!
Architectural Record
اسم یکی از معروف ترین مجله های معماریه که به صورت ماهنامه منتشر میشه. سعی میکنم هر ماه این مجلات پیدا کنم و برای دانلود بذارم. جدیدترین شماره ی این مجله برای ماه فوریه هست که میتونید از اینجــــا دریافتش کنید.
آدم لذت میبره از بعضی ایده ها. بدون شک یکی از مشکلات بزرگ معماریه امروز نبودن فضای درندشتیه که معمارای قدیمی تر میتونستن روشون حساب کنن. البته الان هم ما توی پروژه هایی که توی دانشگاه انجام میدیم محدودیت خاصی از نظر فضایی نداریم، شاید هم به همین دلیله که طرح زیر برای من خیلی جالب بود. این صرفه جویی در فضا رو حتی میشه توی طراحیه پله های این کتابخانه هم دید (فکر میکنم این طرح توی یکی از خونه های لندن باشه) :

البته صرفه جویی در فضا ها فقط به این گونه موارد ختم نمیشه. خیلی از نمونه های جالب دیگه ای رو میشه پیدا کرد که سعی دارن با همون کارایی های گذشته، فضای کمتری از محل زندگی اشغال کنن: ( به ادامه ی مطلب بروید)
+ بقیه ی نوشته را بخوانید »
موضوع پروژه ی پایان ترم ترکیب سه، طراحی “خانه ی خورشید” بود. البته از موضوع میشه تعابیر مختلفی کرد، مثلا” یکی مناره ی مسجد رو خونه ی خورشید میدونست، یکی آسایشگاه سالمندان رو و البته یک معمار هم آتشکده ی زرتشت رو! ;)
برای این پروژه، پیش زمینه هایی پیدا کرده بودم از مسابقه ی طراحی آدریان که البته به تحویل اون پروژه نرسیدیم به خاطر امتحانا. طرح من اما تشکیل میشد از چهار دیوار نبشی مانند بلند که آتش آتشکده رو دربر میگیرن. طرح رو از آتشکده های اولیه که به صورت ۴ طاقی های خیلی ساده بودن الهام گرفتم.
+طبق اصل ( ناگهان چه زود، دیر میشود) ، باز شیت رو با عجله بستم و استثنا” بیشتر وقتم رو گذاشتم روی ماکت. برای آب ماکت هم متریال خیلی خوبی پیدا کردم به اسم پارافین! + بقیه ی نوشته را بخوانید »
Recent Comments