به دانشگاه برمیگردیم …!
از اوونجایی که تا الان در حال خوردن و خوابیدن به سر میبردیم، وجدانمان اندکی درد گرفته ، به دنبال کار و زندگیمان میرویم فعلا” !
از اوونجایی که تا الان در حال خوردن و خوابیدن به سر میبردیم، وجدانمان اندکی درد گرفته ، به دنبال کار و زندگیمان میرویم فعلا” !
می خواستم دیگه مطلبی ننویسم، ولی خوب! شما هم اگه دو روز الکی به خاطر بارش برف بشینید تو خونه چی کار میکنید؟ برف بازی می کنید؟ نه دیگه! وبلاگتون رو آپ میکنید! D:
چند روز پیش سایتی پیدا کردم به نام Yanko Design . به نظرم سایت خیلی جالبی اومد؛ گفتم مطلبی دربارش بنویسم. این سایت معرفی کننده ی بهترین طراحی های جهانیه که از طراحی های صنعتی گرفته تا معماریه داخلی و حتی مدل های فشن! خود سایت تاکید داره که طراحی هاش مطابق زمان مدرن ِ و نه کلاسیک! البته این سایت از مهمترین های طراحی در وب هست، به طوری که ۲۸۰.۰۰۰ عضو ثابت داره و ماهانه ۱.۵ میلیون بازدید کننده. تازه پهنای باندش هم تموم نمیشه! ;)
در قسمت معماری سایت که سرچ کردم، طرح های جالبی دیدم که اکثرا” کارهای “زاها حدید” بودن. کارهایی که مخاطبین خاص خودشون رو دارن. سعی میکنم بعدا” بیشتر درباره ی کارهایی که توی سایت ارائه شده بنویسم.
+ یکی از کارهای باحالی که توی این سایت دیدم، طراحیه یک نو دستمال کاغذیه قابل نوشتن بود با این استلال که ” Great ideas often begin on a napkin … ” جان من دارید ایده رو!

توی سایت curiousphotos بعضی وقت ها چیز های جالبی پیدا میشه که آدم از دیدنشون لذت میبره. مثلا” همین طرح پایین که یک چیز شبیه مبل هستش و فکر کنم از پوست سیبی، چیزی الهام گرفته شده. خیلی جالب بود به نظر من. یا اون قالیچه که البته نمونش رو توی نمایشگاه دکراسیون داخلی پارسال دیده بودم. به شخصه خیلی حال میکنم یک همچین قالیچه ای توی اتاقم داشته باشم ( البته وقتی که آت و آشغالای ماکت سازیه دفعه ی قبل رو از کف اتاق جمع کردم و تونستم کف اتاق رو یک نظر ببینم …! ;)
امروز با یکی از دوستان رفتیم طرف های بازار تا بلکه یک کروکی بزنیم. ایستگاه مترو توپ خونه پیاده شدیم و به طرف جنوب راه افتادیم! طرف های خیابون ناصر خسرو، رسیدیم به جایی که به ” کوچه ی مروی ” معروفه. این کوچه گویا از بازار های قدیمی و معروفه تهران بوده که کار بازسازیش از دی ماه سال قبل شوع شده. در بازسازیش سعی شده بافت سنتی محل حفظ بشه و انصافا” این کار به خوبی انجام شده. در حال حاضر این بازار بورس لوازم ارایشی و بهداشتیه که با نوع معماری خیلی سازگاری نداره! میخواستیم جند تا کروکی هم از محل بزنیم که از بس هوا سرد بود و دستامون بی حس شده بود بی خیال این کار شدیم!
بافت جنوب شهر رو خیلی دوست دارم. گرمای خاصی داره. همه چیز ساده تر و قشنگ تر به نظر میاد؛ حتی مردمش هم رفتار گرم تری دارن به نظر من. تو یکی از بازار ها که داشتیم راه میرفتیم، یکی از فروشنده های مغازه های اونجا گفت میشه از منم یک عکس بگیری و وقتی گفتم باشه، بدو بدو رفت کلی موهاش رو آب و شونه کرد و با کلی ذوق نشست رو صندلی و یه ژست خفن گرفت! در حالی که تقریبا” غیر ممکنه این صداقت و سادگی رو توی جاهای دیگه ی تهران ببینی. شاید هیاهوی این شهر شلوغ و بی در و پیکر کمتر به اونجا نفوذ کرده باشه و مردمش وقتی با هم تعارف میکن ، برای این نیست که فقط از روی ادب خشک و کلیشه ای ، حرفی زده باشن …
+ فعلا” عکس های کوچه ی مروی رو میذارم؛ مسجد شاه ( یا امام؟!) هم رفتیم و کلی عکس گرفتیم. اون رو بعدا” میذارم! + بقیه ی نوشته را بخوانید »
یکی از پروژه های ترکیب سه، بررسی رابطه ی بین اقلیم و معماریه. اینکه مثلا” چرا ضخامت دیوار ها توی جاهای گرم و خشک زیاده، چرا بر خلاف جاهای سرد، ارتفاع دیوار ها خیلی بیشتر از حد معموله و چراهای دیگه که با توجه به اقلیم های خاص، جواب های متفاوتی میگیره.
برای این تمرین، من اقلم گرم و خشک رو انتخاب کردم که قرار بود توش یک نمازخانه ی بین راهی طراحی بشه. بر اساس اقلیمم ، شرایط کارم تعین میشد. مثلا” کل مجموعه، یک متر زیر زمین بود تا بتونه از خنک بودن زمین استفاده کنه یا برای نمازخانه، یک بادگیر در نظر گرفتم تا کارتهویه و خنک کردن رو انجام بده و یک ساختار با حیاط مرکزی برای دور شدن از گرما و مهم تر از همه، شکل کلی بنا که سایه ی خوبی توی حیاط میندازه و …
+ یک کتاب هم هست به نام ” Building with Earth Design and Technology of a Sustainable Architecture ” . فکر میکنم کتاب مناسبیه برای بحث اقلیم. فقط یک مبحثش رو خوندم البته! ( اونم ناقص!! )
+ چهارشنبه ی این هفته امتحان نیم ترم معماری معاصر داریم، دو هفته ی بعد امتحان ترم معماری معاصر …!!!
دارم ماکت می سازم. همراه با شنیدن موسیقی! خوبیه ماکت درست کردن و شیت کشیدن همینه اصلا”! میتونی هم کار کنی، هم یه هدفون تو گوشت باشه! ولی وقتی میشینی یه مسئله ی مسخره ی فیزیک شیمی حل میکنی که نمیتونی از این کارا کنی! حالا که چی که مثلا” دو دوتا میشه ۴ تا …؟!!
تصمیم گرفتم برای کارم از درهای ارسی استفاده کنم. چه قدر قشنگه این ترکیب های رنگ. واقعا” زیباست. کافیه همراه این کار ها، یه آهنگ سنتی هم گوش بدی تا کاملا” بری توی یه عالم دیگه. تا بفهمی معماریه سنتی یعنی چی، تا بفهمی چی داریم و نمی دونیم، تا بفهمی چیا رو داریم با چیا عوض میکنیم …
شعر ” چون است حال بستان” که محسن نامجو بسیار زیبا خوندش رو حتما” گوش کنید. اصل شعر از سعدیه.
چون است حال بستان، ای باد نو بهاری ؛ کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری
گل نسبتی ندارد باروی دل فریبت ؛ تو در میان گل ها چون گل میان خاری
ای گنج نوشدارو، بر خستگان گذر کن ؛ مرهم به دست و مارا مجروح می گذاری
عمری دگر بباید بعد از وفات مارا ؛ کین عمر طی نمودیم، اندر امیدواری …
مدت زیادی بود که چیزی ننوشتم، دلیلش هم مشخصه! دانشگاه! هنوز امتحانا شروع نشده ، شب بیداری های ما شروع شده! صبح ساعت ۶ میریم داشگاه ، ۸ و ۹ شب برمی گردیم خونه! اونوقت تازه نمیشه خوابید که! چون کلی کار رو سرت ریخته و به همین دلیل در همین هفته ، طی ۴۸ ساعت فقط ۳:۵ ساعت خوابیدم … ( گرچه شب بعدش با پیچوندن معماری معاصر ۱۲ ساعت خوابیدم و عجب حال توپی داد … D: ) ولی جدا برام جای سواله که چرا کسی به من نگفت معماری اینقدر سخته … :)) ایکاش ما هم عمران میخونذیم تا با حفظ کردن ۴ تا دونه فرمول یشیم مهندس … D:
خب! دیروز در حال چک کردن بالاترین بودم که باز با یکی از دستاورد های دولت مهرورز روبرو شدم که جاتون خالی باعث شد از خوشحالی اشک در چشمام حلقه یزنه! دیروز ، بالاخره منابع اصلی فساد در اینترنت ، یعنی سایت های Rapid share (بزرگترین بانک دانلود جهان) و DiveShare (این هم از بزرگترین دانلود سنتر های جهان) و صد البته سایت وطنی Takdownload ( یه سایت خیلی با سابقه که از وقتی یادم میاد ازش نرم افزارای روز رو میگرفتم … ) فیل- تر شد! از ته قلب تبریک میگم به همه. اینجوری دیگه کسی به اینترنت پر سرعت هم نیاز پیدا نمیکنه! به امید روزی که فقط سایت irib بدون فیلتر باشه تا ما بتونیم ازش زمان پخش سریال جذاب چار خونه و یانگوم و … رو بفهمیم.
+ مطلب دیگه اینکه فایر فاکس ۳ بالاخره به صورت بتا منتشر شد! بدویید بگیریدش تا داغه!
+ یه سری عکسای باحال هم از رییس جمهور فعلی (در سفر به اردبیل) و رییس جمهور سابق (در سفر به مشهد) تو نت دیدم که خیلی جالب بود. برداشت به صوت آزاد!! در ضمن! یه خبر محیر العقول هم در رابطه با سفر احمدی نژاد شنیده شده :
متن از ستون “جهت اطلاع” روزنامه جمهوری اسلامی روز چهارشنبه ۳۰ آیانماه ۱۳۸۶: “فروشندگان برگ مخصوص تقاضا از رئيس جمهور صف طولاني چند صدنفر مقابل فرمانداري اردبيل را شكسته اند. قبلا مسئولين اعلام كرده بودند هر گونه تقاضا از رئيس جمهور كه به زودي به اردبيل سفر خواهد كرد لازم است فقط در برگ هاي مخصوص كه توسط فرمانداري توزيع خواهد شد نوشته شود. به همين دليل از اولين ساعات وقت اداري روز يكشنبه صف طولاني در مقابل فرمانداري اردبيل ايجاد گرديده بود. نمونه هاي تكثير شده برگ مخصوص تقاضا تا پايان شب هر برگ تا ۲۰۰۰۰ ريال فروخته مي شد ولي نرخ آن صبح روز دوشنبه به ۵۰۰ ريال كاهش يافت.”
+یه کروکی هم زدم از ساختمان پردیس، راهروی بوفه!! همراه محمد و میثم! با راپید و ماژیک ، تقریبا” ۱۵ دقیقه. خیلی وقت بود کروکی نزده بودم.
+آقا جون من! وقتی فلشت رو میبری میدی تا جهاد دانشگاه پرینت بگیره از عکسات ، قبلش یه چک کن ویروس نداشته باشه دیگه! میزنه کامپیوتر ملتم ویروس میگیره! ای بابا!
+ بعد از مدت ها ، به جای ” مان هنر ” ، شاهد تبلیغ یکی دیگه از نمایشگاه ها و فروشگاه های دکوراسیون داخلی تی همشهری جوان هستیم! به فال نیک میگیریم!
Recent Comments