به دانشگاه برمیگردیم …!

%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%85%db%8c%da%af%d8%b1%d8%af%db%8c%d9%85

از اوونجایی که تا الان در حال خوردن و خوابیدن به سر میبردیم، وجدانمان اندکی درد گرفته ، به دنبال کار و زندگیمان میرویم فعلا” !

مبلمان پیکسلی

اینترنت, دکوراسیون, هنـر ۲ نظـر » Balatarin Donbaleh


دیشب داشتم توی اینترنت چرخی میزدم که به این مبل عجیب برخورد کردم. یک مبل که به درد عکاس ها و گیک های کامپیوتری میخوره. خیلی عجیبه اگر بخوایم فکر کنیم که زمان نه چندان دوری چیزی به نام پیکسل (pixel ) وجود نداشته؛ یعنی بعد از اختراع عکاسی بود که پیکسل به معنای هنریش زاده شد ( پیکسل در واقع کوتاه شده ی عبارت PICture Elements هست) ؛ بعد از اوون، دیگه کمتر کسی هست که این واژه به گوشش نخورده باشه یا ندونه که پیکسل چی هست. اما از معدود افرادی که از این واژه استفاده ی تجاری کردن، Cristian Zuzunaga ، از فارغ التحصیلان کالج هنری انگلیس رو میشه نام برد که مبلی بر مبنای این مفهوم طراحی کرده. فکر کنم نمای دور این مبلمان چیز خیلی جالبی باشه …
+ وبسایت طراح

چگونه “هنری” باشیم …؟

روزمره, معماری, هنـر ۳ نظـر » Balatarin Donbaleh
%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85-%d8%9f

اولا” که این یک پست معمارانست! پس سعی میشه با مثال های معمارانه مسئله بهتر براتون جا بیفته. خب! برای شروع باید “هنری بودن” رو تعریف کنید یا بهتر بگم! باید فکر کنید به اینکه چی میشه که شما فکر میکنید “هنری” هستید؟ اشتباه نکنید! اصلا” اهمیتی نداره شما چیزی از هنر بدونید یا حتی کتابی در این باره خونده باشید، اصلا”! البته دونستن چند تا اصطلاح سخت نه تنها مفید که لازم است. هر چه هم این اصطلاح ها سخت تر، مسلما” غلظت هنری بودن شما بیشتر. اصولا” فرد هنرمند “باید” با دیگران تفاوت های زیادی داشته باشه، جوری که وقتی توی شب ، وقتی برقا رفته و شما مشغول قدم زدن توی خیابون هستید، همه راه به راه ازتون بپرسن “شما هنرمندی؟” ولی حالا باید چجوری این تفاوت رو ایجاد کرد؟ به سادگی! چیزی که زیاده راه های ایجاد کردن این تفاوت هاست. شما میتونید با تغییر دادن ابتدایی ترین اصول زندگی، به تغییراتی بس دهان پر کن برسید؛ مثلا” کی گفته باید لباس هاتون دکمه داشته باشن؟ بکنیدشون و جاشون سنجاق قفلی بزنید به چه گندگی! یا چرا اصلا” موهاتون رو کوتاه میکنید؟ مگه نشنیدید که میگن “هر آنکس گیس بلندتر، هنر افزونتر … ” .
خب! داریم از بحث معمارانه دور میشیم! برمیگردیم …!
نمود معمارانه ی این افراد بسیار فراوان یافت میشود، به دلایل متعدد. مثلا” چرا نباید کافه یا رستوران شما از بقیه ی جاها “تو چش تر” باشه؟ دلیل ساده ی دیگه اینکه حتما” باید محلی متفاوت وجود داشته باشه برای افراد متفاوت …
خب! حالا میخوایم بگیم این تفاوت رو چجوری باید درست کرد. فرض میکنیم شما میخواید یک کافی شاپ “هنری” بزنید. مسئله باز هم به طرز شگفت آوری سادست! اصلا” به کیفیت غذا و سرویس و … لازم نیست فکر کنید، مهم اسامی هستن و لاغیر. سعی کنید چند جور دسر با اسامی به شدت بغرنج در لیست داشته باشید، وجود انواع قهوه هم الزامیست. باز هم تاکید میکنم که کیفیت ، در حکم نکته ی انحرافی هست، بی خیالش باشید …
گام بعدی تهیه یک دکوراسیون مناسبه. اولا” سعی کنید محل رو تا میتونید تاریک کنید. هم پول برق نمیدید، هم مکان به شدت هنری میشه.
مسئله ی دیگه “شعر” هستش که جدیدا” بدجوری جواب میده؛ باز هم لازم نیست نگران باشید. برای شعر ها هم اولا” لازم نیست خودتون دست به کار بشید، پس بقیه ی شعرا برای چی شعر گفتن؟ در ثانی! حتی شما هم میتونید چند تا کلمه بذارید کنار هم و یه شعر فوق العاده “نو” بسازید. بعد از اینکه شعر ها رو به مقدار لازم تهیه کردید، اونها رو با فونت های درشت و ترجیحا” کج بزنید به در و دیوار، مردم محذوذ بشن. ولی خودخواه نباشید! چرا میخواید لذت شعر گفتن رو فقط برای خودتون داشته باشید؟ برای اینکه شادیتون رو با لقیه هم تقسیم کنید، یه تیکه کاغذ پت و پهن میچسبونید به دیوارتا بقیه هم بتونن ذوق خودشون رو به نمایش بذارن ( گرچه هنرمند اگه هنرمند باشه، اثارش رو هرجا، حتی زیر شیشه ی میز هم باقی مذاره … )
البته موضوع رو محدود به شعر نکنید، هر چیز اجق وجق (عجق وجق ؟ و…! ) رو هم که بکشید نوعی هنره. کی جرات میکنه بگه این مزخرفات چیه که کشیدید؟ داستان “لباس پادشاه” رو چند بار دیگه با دقت بیشتری بخونید و ترجیحا” از برش کنید …
نکته ی بعدی پوستر ها هستن. تا میتونید از هر منبعی که شده پوستر های ترجیحا” رنگارنگ پیدا کنید و بزنید به در و دیوار. اینجوری هم دیگه کسی عمرا” به خودش اجازه ی شک کردن به هنری بودن مکان رو نمیده ، هم کافتون رنگ و لعابی میگیره، اصلا” هم نمی خواد به این موضوع فکر کنید که مثلا” تاریخ پوستر نمایشگاهی که زدید به دیوار برای کیه، هنر که زمان خاصی نداره …

+ پس نوشت : منظور از عکس ها ،جای خاصی نبود ، تعمیم بدهید …
+پست تر نوشت! : ادعایمان نمیشود جان شما …!

حالات امکان ناپذیر

معماری, هنـر یک نظر » Balatarin Donbaleh

” حالت های غیر ممکن ” یا ” حالت های تصور ناپذیر ” ، نوعی از تصاویر دو بعدی هستند که به محض دیده شدن، توسط سیستم بصری انسان، تصوری سه بعدی از اونها میشه ، در حالی که اون تصور در حقیقت امکان پذیر نیست. به عبارت دیگه اوون تصویر واقعیتیه که نمیتونه وجود داشته باشه ، حداقل بر اساس قوه ی ادراک ما. در اکثر مواقع این غیر ممکن بودن بعد از چند ثانیه که شما به تصویر خیره شدید، رای شما واضح میشه. البته درک سه بعدی شما از شکل، چیز ثابتی خواهد بود، حتی اگه شما به غلط بودن اوون هم پی برده باشید. اما این چه کسی پی به وجود این اشکال برد؟

هنرمند سوئدی ، Oscar Reutersvärd ، اولین کسی بود که تعداد زیادی از این اشکال طرح ریزی کرد. به او ” پدر حالت های غیر ممکن” لقب دادن. در سال ۱۹۵۶ ، روانپزشک انگلیسی، Lionel Penrose به همراه پسرش، مقاله ای کوتاه منتشر کردند با عنوان ” حالات غیر ممکن : نوع ویژه ای از خطای ادراکی ” . با انتشار این مقاله، مثلث طراحی شده توسط وی که به عنوان “مثلث پنروس” شناخته میشد، مشهور شد.
از سال ۱۹۳۰ به بعد، کسی که این هنر رو به تمامیه جهان معرفی کرد، هنرمندی هلندی به نام M. C. Escher بود که طرح های بسیاری در رابطه با پارادوکس های پرسپکتیو و حالت هایی که انجام شدنشون غیر ممکن بود داد. در سال ۱۹۵۷، وی اولین طرح خود رو با نام Cube with Magic Ribbons ارائه داد.

از کارهای این هنرمند میشه به Drawing Hands اشاره کرد، کاری که در اوون دو دست نشون داده شده که هر کدوم در حال کشیدن اوون یکیه! کار دیگه آسمان و آب نام داره که در اوون پرنده ها در آسمان به تدریج به ماهی های درون آب تبدیل میشن. در Ascending and Descending گروهی رو نشونمیده که مزمان در حال بالا رفتن و پایین اومدن از پله ها هستن ،ساختاری که ساختنش غیر ممکنه، ولی با به هم زدن قوانین پرسپکتیوی قابل کشیدنه.

صرفه جویی در فضا

معماری, هنـر ۲ نظـر » Balatarin Donbaleh
%d8%b5%d8%b1%d9%81%d9%87-%d8%ac%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b6%d8%a7

آدم لذت میبره از بعضی ایده ها. بدون شک یکی از مشکلات بزرگ معماریه امروز نبودن فضای درندشتیه که معمارای قدیمی تر میتونستن روشون حساب کنن. البته الان هم ما توی پروژه هایی که توی دانشگاه انجام میدیم محدودیت خاصی از نظر فضایی نداریم، شاید هم به همین دلیله که طرح زیر برای من خیلی جالب بود. این صرفه جویی در فضا رو حتی میشه توی طراحیه پله های این کتابخانه هم دید (فکر میکنم این طرح توی یکی از خونه های لندن باشه) :

 

البته صرفه جویی در فضا ها فقط به این گونه موارد ختم نمیشه. خیلی از نمونه های جالب دیگه ای رو میشه پیدا کرد که سعی دارن با همون کارایی های گذشته، فضای کمتری از محل زندگی اشغال کنن: ( به ادامه ی مطلب بروید)
+ بقیه ی نوشته را بخوانید »

بالاخره سنتوری هم …

جامعه, غیره, هنـر ۸ نظـر » Balatarin Donbaleh
%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%ae%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d9%86%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%85

حکایت مسخره ایه این حکایت سینمای ما. یک فــیلم توی جـــشنواره پخش میشه، بازیگر مردش برنده ی جایزه ی سیمرغ جشنواره میشه، همه ازش تعریف میکنن … ولی به دلایلی که نه به من مربوط میشه، نه به تو، تشخیص میدن نباید فیلم پخش بشه. میدونی یعنی چی؟ یعنی کار و پول و زحمات اوون بیچاره هایی که نشستن فیلم ساختن، کشک! حالا اون به کنار! معنیه بدترش یعنی شعور توی بیننده هم کشک! یعنی ما تشخیص میدیم تو نباید این رو ببینی. حالا برای چی اینا رو نوشتم! دیشب یک لینک اوومده بود توی بالاترین که بدو بدو که بالاخره فیلم سنتوری هم پخش شد. فکر کنم راست هم میگفت. الان دوباره لینکش رو روی یک سرور دیگه توی یک وبلاگ دیدم. از فردا سیدیش هم میاد. ما هم بالاخره میبینیم این فیلم ممنوعه رو؛ ولی کی باید جوابگوی خسارتی باشه که به فیلمساز وارد شده؟ من یا تو؟

دیوار

روزمره, غیره, هنـر ۲ نظـر » Balatarin Donbaleh

 

سرباز با پرونده از اتاق میاد بیرون.
سرباز با لبخند : پرونده سریه، نمیشه
پسر و دختر : تو بگو. ما قول میدیم به هیشکی نگیم
سرباز یک نگاه عاقل اندر سفیه به بچه ها میکنه و میگه : میگن یه دختره میخواد موتور سواری کنه! آره؟
پسر: خب آره. مگه چیه؟ و با اشاره ی سر دختر رو نشون میده
سرباز: شما برادرشی؟ خب بهش حالی کن که دختر نمیتونه موتور سوار شه. موتور سوار میشه، میره اون بالا، میخوره اینور اونور، میخوره به دست نامحرم، بلبشو میشه، شلوغ میشه، مملکت به آشوب کشیده میشه . کات! سکانس بعدی! ] صوت و کف در سالن![
+
اگه سیمرغ بهترین بازیگر زن امسال رو گلشیفته فراهانی نبره … پس کی ببره؟!
+
هرچی دیوار قشنگ بود، “ستایش” چرت بود! البته تا نیم ساعت اول بیشتر نتونستم تحمل کنم!
+
فکر نکنم این فیلم رو اینجوری اکران کنن! از دستتون رفت! :D
+
نامه ی سرگشاده ای نوشته اصغر فرهادی (کارگردان چهارشنبه سوری) که فکر کنم خیلی مناسبت داشته باشه با حال و هوای امسال جشنواره

برنامه ی فشرده ی فیلم بینی

روزمره, غیره, هنـر ۲ نظـر » Balatarin Donbaleh
%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%81%d8%b4%d8%b1%d8%af%d9%87-%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c

از امروز تا یوم الله ۲۲ بهمن، من و مسعود طی یک برنامه ی فشرده باید بریم موزه ی سینما و یکان یکان فیلم های گروه ۱ و ۲ رو از دیده ی جان بگذرونیم … امروز از ساعت ۱۵ ، فیلم “آن مرد آمد” حمید بهرنگی و درست بعد از اتمام فیلم، همون سالن ، روی همون صندلی ها باید بشینیم تا فیلم “آتش سبز” محمدرضا اصلانی شروع بشه. امید وارم صندلی های سالن “خیلی” نرم باشن ….

+خداییش برای کنکور هم این مدت یه جا نشستید؟ تازه اونجا به آدم تی تاپ و ساندیس هم میدادن :(

+برای اطلاعات بیشتر در مورد زمان اکران در سینماهای دیگه به اینجا مراجعه کنید.

+ بقیه ی نوشته را بخوانید »

ما برگشتیم!

روزمره, هنـر ۲ نظـر » Balatarin Donbaleh

بعد از مشکلات فراوان و مبارزه با بد خواهان و دفع شدائد و … ، بالاخره ما برگشتیم! سعی میکنم دیگه وقفه ای پیش نیاد و همانند بچه ی آدمیزاد سایتمان را اداره کنیم! و اما تغییرات سایت! قسمت ” روزنوشته ها” به سمت راست وبلاگ اضافه شد که اونجا پست های روزمره ی خودم رو بدم و پست های این قسمت بیشتر مربوط به معماری باشه. یه سری تغییرات دیگه هم کرده سایت که توضیح نمی خواد!
+امروز آخرین روز از دوسالانه ی مجسمه سازی بود گه در موزه ی هنر های معاصر برگذار می شد. اگه نرفتید نمایشگاه خیلی خوبی رو از دست دادید …

 

+از بیست بهمن دوسالانه ی نقاشی ایران هم برگذار میشه که فکر کنم تا بیست اسفند باشه (اخبار دقیق تر رو میگم حالا! )
+امشب دیگه حس نوشتن ندارم! خوابم میاد!


Copyright © 2007 یک معمار. All rights reserved.