به دانشگاه برمیگردیم …!
از اوونجایی که تا الان در حال خوردن و خوابیدن به سر میبردیم، وجدانمان اندکی درد گرفته ، به دنبال کار و زندگیمان میرویم فعلا” !
از اوونجایی که تا الان در حال خوردن و خوابیدن به سر میبردیم، وجدانمان اندکی درد گرفته ، به دنبال کار و زندگیمان میرویم فعلا” !
موضوع پروژه ی پایان ترم ترکیب سه، طراحی “خانه ی خورشید” بود. البته از موضوع میشه تعابیر مختلفی کرد، مثلا” یکی مناره ی مسجد رو خونه ی خورشید میدونست، یکی آسایشگاه سالمندان رو و البته یک معمار هم آتشکده ی زرتشت رو! ;)
برای این پروژه، پیش زمینه هایی پیدا کرده بودم از مسابقه ی طراحی آدریان که البته به تحویل اون پروژه نرسیدیم به خاطر امتحانا. طرح من اما تشکیل میشد از چهار دیوار نبشی مانند بلند که آتش آتشکده رو دربر میگیرن. طرح رو از آتشکده های اولیه که به صورت ۴ طاقی های خیلی ساده بودن الهام گرفتم.
+طبق اصل ( ناگهان چه زود، دیر میشود) ، باز شیت رو با عجله بستم و استثنا” بیشتر وقتم رو گذاشتم روی ماکت. برای آب ماکت هم متریال خیلی خوبی پیدا کردم به اسم پارافین! + بقیه ی نوشته را بخوانید »
دیدید بعضی وقتا فکر میکنی وقت خیلی خیلی زیادی داری و مطمئنا” بدون هیچ مشکلی به کارات میرسی و همه چیز رله میشه به چه راحتی و ازین حرفا … بعد یک دفعه جوری وقت کم میاری که مثل اوون حیوان نسبتا” نجیب توی گل گیر میکنی ، چه گیر کردنی و هر چی دست و پا می زنی دراومدنی نیستی که نیستی …؟ در حال حاضر مصداق حالت اول هستم و فکر میکنم به زودی به مقام دوم هم نایل بشم! D: فعلا” توی فرجه برای امتحانای ترمیم و منم دارم با گفتن ” این رو که بلدم … ” و ” خوندن این که وقتی نمی بره …” و ” ما که طرحمون درومده …” میخوریم و میگردیم و می خوابیم! ولی میبینم اوون روزی رو که تا سپیده ی صبح مشغول شیت کشیدن و ماکت درست کردن هستم … ;)
+ امروز تیم ملی ترکوند و از تیم آخر لیگ آلمان دو تا خورد. دستشون درد نکنه که هیچ، جاهای دیگشون هم درد نکنه که خوب …. !
+ آدم خیلی دوست داره بعضی ها رو بگیره خفه کنه تا هم اوون رو از شر این زندگی ننگین خلاص کنه، هم نذاره هی برن روی اعصاب بقیه ی ملت! یکی از این ” بعضی ها ” این مجریه مسخره ی برنامه ی کودک شبکه ی یک ِ که امروز داشت میگفت : ” هرکی سواد نداشته باشه نابیناست. خوش به حال ملت ما که همگی بینان … ” تشبیه از این مزخرف تر دیده بودید؟
+ چند روزی هست دارم به این حرف Mies Van Der Rohe فکر میکنم که میگه “God is in the details“. ولی اگه درست یادم باشه ، انیشتین میگه جزییات برای من بی اهمیته. این کلیته که مهمه … نمی دونم! شاید این تناقض از اختلاف دید این دونفر ناشی میشه. اختلاف ” هنر و تکنولوژی” . ولی فکر کنم باز هم یه جایی خونده بودم که ” تکنولوژی و هنر دو چبز جدا از هم نیستن “. سعی میکنم یادم این رو کجا خونده بودم!
Recent Comments