به دانشگاه برمیگردیم …!

%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%85%db%8c%da%af%d8%b1%d8%af%db%8c%d9%85

از اوونجایی که تا الان در حال خوردن و خوابیدن به سر میبردیم، وجدانمان اندکی درد گرفته ، به دنبال کار و زندگیمان میرویم فعلا” !

بالاخره سنتوری هم …

جامعه, غیره, هنـر ۸ نظـر » Balatarin Donbaleh
%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%ae%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d9%86%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%85

حکایت مسخره ایه این حکایت سینمای ما. یک فــیلم توی جـــشنواره پخش میشه، بازیگر مردش برنده ی جایزه ی سیمرغ جشنواره میشه، همه ازش تعریف میکنن … ولی به دلایلی که نه به من مربوط میشه، نه به تو، تشخیص میدن نباید فیلم پخش بشه. میدونی یعنی چی؟ یعنی کار و پول و زحمات اوون بیچاره هایی که نشستن فیلم ساختن، کشک! حالا اون به کنار! معنیه بدترش یعنی شعور توی بیننده هم کشک! یعنی ما تشخیص میدیم تو نباید این رو ببینی. حالا برای چی اینا رو نوشتم! دیشب یک لینک اوومده بود توی بالاترین که بدو بدو که بالاخره فیلم سنتوری هم پخش شد. فکر کنم راست هم میگفت. الان دوباره لینکش رو روی یک سرور دیگه توی یک وبلاگ دیدم. از فردا سیدیش هم میاد. ما هم بالاخره میبینیم این فیلم ممنوعه رو؛ ولی کی باید جوابگوی خسارتی باشه که به فیلمساز وارد شده؟ من یا تو؟

دیوار

روزمره, غیره, هنـر ۲ نظـر » Balatarin Donbaleh

 

سرباز با پرونده از اتاق میاد بیرون.
سرباز با لبخند : پرونده سریه، نمیشه
پسر و دختر : تو بگو. ما قول میدیم به هیشکی نگیم
سرباز یک نگاه عاقل اندر سفیه به بچه ها میکنه و میگه : میگن یه دختره میخواد موتور سواری کنه! آره؟
پسر: خب آره. مگه چیه؟ و با اشاره ی سر دختر رو نشون میده
سرباز: شما برادرشی؟ خب بهش حالی کن که دختر نمیتونه موتور سوار شه. موتور سوار میشه، میره اون بالا، میخوره اینور اونور، میخوره به دست نامحرم، بلبشو میشه، شلوغ میشه، مملکت به آشوب کشیده میشه . کات! سکانس بعدی! ] صوت و کف در سالن![
+
اگه سیمرغ بهترین بازیگر زن امسال رو گلشیفته فراهانی نبره … پس کی ببره؟!
+
هرچی دیوار قشنگ بود، “ستایش” چرت بود! البته تا نیم ساعت اول بیشتر نتونستم تحمل کنم!
+
فکر نکنم این فیلم رو اینجوری اکران کنن! از دستتون رفت! :D
+
نامه ی سرگشاده ای نوشته اصغر فرهادی (کارگردان چهارشنبه سوری) که فکر کنم خیلی مناسبت داشته باشه با حال و هوای امسال جشنواره

برنامه ی فشرده ی فیلم بینی

روزمره, غیره, هنـر ۲ نظـر » Balatarin Donbaleh
%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%81%d8%b4%d8%b1%d8%af%d9%87-%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c

از امروز تا یوم الله ۲۲ بهمن، من و مسعود طی یک برنامه ی فشرده باید بریم موزه ی سینما و یکان یکان فیلم های گروه ۱ و ۲ رو از دیده ی جان بگذرونیم … امروز از ساعت ۱۵ ، فیلم “آن مرد آمد” حمید بهرنگی و درست بعد از اتمام فیلم، همون سالن ، روی همون صندلی ها باید بشینیم تا فیلم “آتش سبز” محمدرضا اصلانی شروع بشه. امید وارم صندلی های سالن “خیلی” نرم باشن ….

+خداییش برای کنکور هم این مدت یه جا نشستید؟ تازه اونجا به آدم تی تاپ و ساندیس هم میدادن :(

+برای اطلاعات بیشتر در مورد زمان اکران در سینماهای دیگه به اینجا مراجعه کنید.

+ بقیه ی نوشته را بخوانید »

ترکیب ۳ – آتشکده ی زرتشت

آتلیه, دانشگاه, معماری ۴ نظـر » Balatarin Donbaleh
%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d8%a8-3-%e2%80%93-%d8%a2%d8%aa%d8%b4%da%a9%d8%af%d9%87-%db%8c-%d8%b2%d8%b1%d8%aa%d8%b4%d8%aa

موضوع پروژه ی پایان ترم ترکیب سه، طراحی “خانه ی خورشید” بود. البته از موضوع میشه تعابیر مختلفی کرد، مثلا” یکی مناره ی مسجد رو خونه ی خورشید میدونست، یکی آسایشگاه سالمندان رو و البته یک معمار هم آتشکده ی زرتشت رو! ;)
برای این پروژه، پیش زمینه هایی پیدا کرده بودم از مسابقه ی طراحی آدریان که البته به تحویل اون پروژه نرسیدیم به خاطر امتحانا. طرح من اما تشکیل میشد از چهار دیوار نبشی مانند بلند که آتش آتشکده رو دربر میگیرن. طرح رو از آتشکده های اولیه که به صورت ۴ طاقی های خیلی ساده بودن الهام گرفتم.
+طبق اصل ( ناگهان چه زود، دیر میشود) ، باز شیت رو با عجله بستم و استثنا” بیشتر وقتم رو گذاشتم روی ماکت. برای آب ماکت هم متریال خیلی خوبی پیدا کردم به اسم پارافین!
+ بقیه ی نوشته را بخوانید »

ما برگشتیم!

روزمره, هنـر ۲ نظـر » Balatarin Donbaleh

بعد از مشکلات فراوان و مبارزه با بد خواهان و دفع شدائد و … ، بالاخره ما برگشتیم! سعی میکنم دیگه وقفه ای پیش نیاد و همانند بچه ی آدمیزاد سایتمان را اداره کنیم! و اما تغییرات سایت! قسمت ” روزنوشته ها” به سمت راست وبلاگ اضافه شد که اونجا پست های روزمره ی خودم رو بدم و پست های این قسمت بیشتر مربوط به معماری باشه. یه سری تغییرات دیگه هم کرده سایت که توضیح نمی خواد!
+امروز آخرین روز از دوسالانه ی مجسمه سازی بود گه در موزه ی هنر های معاصر برگذار می شد. اگه نرفتید نمایشگاه خیلی خوبی رو از دست دادید …

 

+از بیست بهمن دوسالانه ی نقاشی ایران هم برگذار میشه که فکر کنم تا بیست اسفند باشه (اخبار دقیق تر رو میگم حالا! )
+امشب دیگه حس نوشتن ندارم! خوابم میاد!

ای بابا!

جامعه یک نظر » Balatarin Donbaleh

 

آقا مملکت رو بفروشید بره خلاص شیم دیگه! آخه این چه وضعشه! یه برف فکستنی ( فکصطنی؟ نکصتنی؟ فکثطنی؟ …؟ D: ) اوومد ، پایتخت سه روز خوابید! آخه چرا نمیفهمن! دانشجوی مملکت هنوز درست و حسابی کرکسیون نکرده! فردا می خواست بره با استادش کرکت نهایی رو داشته باشه! اصلا” من دلم برای اوون استاد میسوزه که چشمش به در خشک میشه تا ما ها رو ببینه! تازه میخواستیم اگه راه داد با بر و بچ یه برف بازیه درست و حسابی هم برگزار کنیم! ولی نمی فهمن که! اه! باز فردا باید عین این پیرزن ها بشینیم تو خونه! اه! اه! اه! ( aaaah! not AAAh )
+ ببینید! ( استان تهران ، فردا هم تعطیل است! )
+ پس نوشت! : جدا”من به بالاترین معتادم ها! امروز که سرورش خراب شده هی موندم چی کار کنم! خدایا این بالاترین رو از ما نگیر! آمین!

Yanko Design

اینترنت, معماری یک نظر » Balatarin Donbaleh

می خواستم دیگه مطلبی ننویسم، ولی خوب! شما هم اگه دو روز الکی به خاطر بارش برف بشینید تو خونه چی کار میکنید؟ برف بازی می کنید؟ نه دیگه! وبلاگتون رو آپ میکنید! D:

چند روز پیش سایتی پیدا کردم به نام Yanko Design . به نظرم سایت خیلی جالبی اومد؛ گفتم مطلبی دربارش بنویسم. این سایت معرفی کننده ی بهترین طراحی های جهانیه که از طراحی های صنعتی گرفته تا معماریه داخلی و حتی مدل های فشن! خود سایت تاکید داره که طراحی هاش مطابق زمان مدرن ِ و نه کلاسیک! البته این سایت از مهمترین های طراحی در وب هست، به طوری که ۲۸۰.۰۰۰ عضو ثابت داره و ماهانه ۱.۵ میلیون بازدید کننده. تازه پهنای باندش هم تموم نمیشه! ;)
در قسمت معماری سایت که سرچ کردم، طرح های جالبی دیدم که اکثرا” کارهای “زاها حدید” بودن. کارهایی که مخاطبین خاص خودشون رو دارن. سعی میکنم بعدا” بیشتر درباره ی کارهایی که توی سایت ارائه شده بنویسم.
+ یکی از کارهای باحالی که توی این سایت دیدم، طراحیه یک نو دستمال کاغذیه قابل نوشتن بود با این استلال که ” Great ideas often begin on a napkin … ” جان من دارید ایده رو!

فعلا” در Stand By به سر میبریم!

غیره یک نظر » Balatarin Donbaleh

دیدید بعضی وقتا فکر میکنی وقت خیلی خیلی زیادی داری و مطمئنا” بدون هیچ مشکلی به کارات میرسی و همه چیز رله میشه به چه راحتی و ازین حرفا … بعد یک دفعه جوری وقت کم میاری که مثل اوون حیوان نسبتا” نجیب توی گل گیر میکنی ، چه گیر کردنی و هر چی دست و پا می زنی دراومدنی نیستی که نیستی …؟ در حال حاضر مصداق حالت اول هستم و فکر میکنم به زودی به مقام دوم هم نایل بشم! D: فعلا” توی فرجه برای امتحانای ترمیم و منم دارم با گفتن ” این رو که بلدم … ” و ” خوندن این که وقتی نمی بره …” و ” ما که طرحمون درومده …” میخوریم و میگردیم و می خوابیم! ولی میبینم اوون روزی رو که تا سپیده ی صبح مشغول شیت کشیدن و ماکت درست کردن هستم … ;)
+ امروز تیم ملی ترکوند و از تیم آخر لیگ آلمان دو تا خورد. دستشون درد نکنه که هیچ، جاهای دیگشون هم درد نکنه که خوب …. !
+ آدم خیلی دوست داره بعضی ها رو بگیره خفه کنه تا هم اوون رو از شر این زندگی ننگین خلاص کنه، هم نذاره هی برن روی اعصاب بقیه ی ملت! یکی از این ” بعضی ها ” این مجریه مسخره ی برنامه ی کودک شبکه ی یک ِ که امروز داشت میگفت : ” هرکی سواد نداشته باشه نابیناست. خوش به حال ملت ما که همگی بینان … ” تشبیه از این مزخرف تر دیده بودید؟
+ چند روزی هست دارم به این حرف Mies Van Der Rohe فکر میکنم که میگه “God is in the details“. ولی اگه درست یادم باشه ، انیشتین میگه جزییات برای من بی اهمیته. این کلیته که مهمه … نمی دونم! شاید این تناقض از اختلاف دید این دونفر ناشی میشه. اختلاف ” هنر و تکنولوژی” . ولی فکر کنم باز هم یه جایی خونده بودم که ” تکنولوژی و هنر دو چبز جدا از هم نیستن “. سعی میکنم یادم این رو کجا خونده بودم!

از دست این سرور لعنتی!

غیره یک نظر » Balatarin Donbaleh

کلی خبر هست؛ ولی تا سرور رو عوض نکنم دیگه چیزی نمی نویسم! فکر کنم یکی دو هفته ای طول بکشه ، چون امتحانا داره شروع میشه و … :(
تا اون موقع این عکس خفن رو تماشا کنید تا ببینیم چی میشه! ( خداییش مناسبتی ندیدم، همینجوری گفتم بذارمش دیگه …!!! ;)
+ یک قسمت به سایت اضافه کردم به نام my del.icio.us . این لینکا، گزیده ی لینکاییه که توی گشت و گذار توی وب دیدم. فعلا” به صورت آزمایشیه!

من و این و سپهر

قالیچه ی تخم مرغی!

ادبیات, معماری یک نظر » Balatarin Donbaleh

توی سایت curiousphotos بعضی وقت ها چیز های جالبی پیدا میشه که آدم از دیدنشون لذت میبره. مثلا” همین طرح پایین که یک چیز شبیه مبل هستش و فکر کنم از پوست سیبی، چیزی الهام گرفته شده. خیلی جالب بود به نظر من. یا اون قالیچه که البته نمونش رو توی نمایشگاه دکراسیون داخلی پارسال دیده بودم. به شخصه خیلی حال میکنم یک همچین قالیچه ای توی اتاقم داشته باشم ( البته وقتی که آت و آشغالای ماکت سازیه دفعه ی قبل رو از کف اتاق جمع کردم و تونستم کف اتاق رو یک نظر ببینم …! ;)

+ بقیه ی نوشته را بخوانید »


Copyright © 2007 یک معمار. All rights reserved.