به دانشگاه برمیگردیم …!

%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%85%db%8c%da%af%d8%b1%d8%af%db%8c%d9%85

از اوونجایی که تا الان در حال خوردن و خوابیدن به سر میبردیم، وجدانمان اندکی درد گرفته ، به دنبال کار و زندگیمان میرویم فعلا” !

کوچه مروی

جامعه, معماری ۴ نظـر » Balatarin Donbaleh

امروز با یکی از دوستان رفتیم طرف های بازار تا بلکه یک کروکی بزنیم. ایستگاه مترو توپ خونه پیاده شدیم و به طرف جنوب راه افتادیم! طرف های خیابون ناصر خسرو، رسیدیم به جایی که به ” کوچه ی مروی ” معروفه. این کوچه گویا از بازار های قدیمی و معروفه تهران بوده که کار بازسازیش از دی ماه سال قبل شوع شده. در بازسازیش سعی شده بافت سنتی محل حفظ بشه و انصافا” این کار به خوبی انجام شده. در حال حاضر این بازار بورس لوازم ارایشی و بهداشتیه که با نوع معماری خیلی سازگاری نداره! میخواستیم جند تا کروکی هم از محل بزنیم که از بس هوا سرد بود و دستامون بی حس شده بود بی خیال این کار شدیم!
بافت جنوب شهر رو خیلی دوست دارم. گرمای خاصی داره. همه چیز ساده تر و قشنگ تر به نظر میاد؛ حتی مردمش هم رفتار گرم تری دارن به نظر من. تو یکی از بازار ها که داشتیم راه میرفتیم، یکی از فروشنده های مغازه های اونجا گفت میشه از منم یک عکس بگیری و وقتی گفتم باشه، بدو بدو رفت کلی موهاش رو آب و شونه کرد و با کلی ذوق نشست رو صندلی و یه ژست خفن گرفت! در حالی که تقریبا” غیر ممکنه این صداقت و سادگی رو توی جاهای دیگه ی تهران ببینی. شاید هیاهوی این شهر شلوغ و بی در و پیکر کمتر به اونجا نفوذ کرده باشه و مردمش وقتی با هم تعارف میکن ، برای این نیست که فقط از روی ادب خشک و کلیشه ای ، حرفی زده باشن …
+ فعلا” عکس های کوچه ی مروی رو میذارم؛ مسجد شاه ( یا امام؟!) هم رفتیم و کلی عکس گرفتیم. اون رو بعدا” میذارم! + بقیه ی نوشته را بخوانید »

شب یلدا مبارک!

غیره ۲ نظـر » Balatarin Donbaleh

خیلی دوست دارم این شب رو. یک گرمای خاصی میاره تو سرمای زمستون. امشب تو دانشگاه هم مراسم شب یلدا داشتیم و کلی آش و انار خوردیم. جاتون خالی!
وبلاگ ققنونس مطلب خوبی درباره ی این شب نوشته :

شب یلدا شب شب زایش و تولد مهر است که به یادگار آن جشن برگزار می شود ، شب یلدا یا شب چله در ایران چندین هزار سال سابقه داشته که اولین روز زمستان و یا نخستین شب زمستان بوده که زایش خورشید ، تولد مهر و یا خورشید شکست ناپذیر بوده است در نظر گذشتگان روشنی و روز و اعتدال هوا از مظاهر نیک و موافق ایزدی بود و تاریکی و شب را نیز از اعمال اهریمن می پنداشتند ، معارض و ضد تاریکی ؛ روشنایی است به همبن مناسبت در شب ها آتش مي افروختند تا تاريكي و عاملان اهريمني و شيطاني نابود شده و بگريزند . خورشيد ، مهر يا ميترا ؛ مسيح و نجات بخش جهان از تسلط اهريمن و نكبت بود هنگامي كه آئين مهر از ايران در جهان متمدن كهن منتشر شد در روم و بسياري از كشورهاي اروپايي به همين جهت اين روز را كه برابر با اول دي ماه بود به عنوان روز تولد مهر يا ميتراي شكست ناپذير جشن مي گرفتند اما هنگامي كه كم كم مسيحيت در روم با فشار و ارعاب جا باز كرد چون متوليان كليسا نتوانسستند با بر انداختن جشن تولد ميترا در بيست و پنجم دسامبر غلبه كنند همان روز را زايش عيساي مسيح اعلام كردند كه تا اين زمان باقي مانده.

 

فردا امتحان نداریم! هوورا! D:

دانشگاه ۲ نظـر » Balatarin Donbaleh

من و نیما و علیرضا!آخ که چه حالی میده امتحانی رو که نرسیدی تا آخر بخونی اوون دقیقه ی ۹۰ کنسل بشه! آی حال میده! آی حااال میده! دیشب که تا ساعت ۴ داشتم عین چی معماری معاصر میخوندم تا به امتحان فردا برسم، تو فکر این بودم تا با نخوردن غذا و پیچوندن آتلیه و هزار راه دیگه یه زمینی به دست بیارم برای درس خوندن، ولی الان نمی دونم با اوقات فراغتم چی کار کنم! D:

فردا کنفرانس خفنی داریم در باب فولاد برای درس مصالح ساختمانی! نمیتونم فایل پاور پوینتش رو بذارم، چون کار گروهی بوده! ولی عکس خفنی از گروهمون میذارم، باشد تا عبرت بگیرید! D:

+ برای بار هزارم قالب رو عوض کردم! تازه یاد گرفتم چجوری قالب رو اساسی فارسی کنم!

اقلیم و معماری

آتلیه, دانشگاه, معماری یک نظر » Balatarin Donbaleh

یکی از پروژه های ترکیب سه، بررسی رابطه ی بین اقلیم و معماریه. اینکه مثلا” چرا ضخامت دیوار ها توی جاهای گرم و خشک زیاده، چرا بر خلاف جاهای سرد، ارتفاع دیوار ها خیلی بیشتر از حد معموله و چراهای دیگه که با توجه به اقلیم های خاص، جواب های متفاوتی میگیره.
برای این تمرین، من اقلم گرم و خشک رو انتخاب کردم که قرار بود توش یک نمازخانه ی بین راهی طراحی بشه. بر اساس اقلیمم ، شرایط کارم تعین میشد. مثلا” کل مجموعه، یک متر زیر زمین بود تا بتونه از خنک بودن زمین استفاده کنه یا برای نمازخانه، یک بادگیر در نظر گرفتم تا کارتهویه و خنک کردن رو انجام بده و یک ساختار با حیاط مرکزی برای دور شدن از گرما و مهم تر از همه، شکل کلی بنا که سایه ی خوبی توی حیاط میندازه و …

+ یک کتاب هم هست به نام ” Building with Earth Design and Technology of a Sustainable Architecture ” . فکر میکنم کتاب مناسبیه برای بحث اقلیم. فقط یک مبحثش رو خوندم البته! ( اونم ناقص!! )

+ چهارشنبه ی این هفته امتحان نیم ترم معماری معاصر داریم، دو هفته ی بعد امتحان ترم معماری معاصر …!!!

+ بقیه ی نوشته را بخوانید »

دیگه شورش رو دراوردید لعنتیا!

اینترنت, روزمره ۳ نظـر » Balatarin Donbaleh

دیدی بعضی وقتا آدم لجش میگیره؟ می خواد دااااد بزنه بگه بابا! دیگه شورش رو درآوردی! مسخره! احمق! …. (بیــــپ!) الان تو همون وضعم! بابا یه کم شعور هم بد نیست! یه کم منطق ، یه کم … ! اه! میرم یاهو، عکس معبد های هندی رو سرچ میکنم، فیــــــل-تره! کلمه رو عوض میکنم! همون معبد هم شاید کارم رو راه بندازه! سرچ میکنم! آااااخ جون! فیل-تر نیست! همه ی عکسای صفحه ی اول رو باز میکنم، همه از flicker ، همه فیل-تر … ای لامصب! لعنتی! آخه مگه کرم داری گند میزنی به اینترنت!
میخوام برم سایت دکتر مزیدی! یه دفه میبینم همون صفحه ی نحس میاد رو مونیتور! شک نمیکنم که آدرس رو حتما” اشتباه زدم! دوباره آدرس رو میزنم! باز هم همون صفحه! آخه مگه اوووون چی داشت که فیل-ترش کردید؟؟؟
میخوام برم دیکشنریه بریتانیکا برای بابیلون رو بگیرم، سرچ میکنم، دوتا سایت قدیمی رتبه ی اول و دومن! takdownload و p۳۰download ! تکدانلود رو که خبر داشتم فیل-تر کردن! پس اون رو بیخیال میشم و میزنم رو پی سی دانلود! فکر میکنید چی میبینم؟ ای مسخره! ای احمق! آخه چراااا؟؟؟ حالا بیخیال! باز میگردم! بعد از کلی سرچ کردن یه لینک توی rapidshare پیدا میکنم و … انگار نوشته : مشترک گرامی! ما تو رو مسخره کردیم! هر هر هر …

با تاخیر!

ادبیات, جامعه بدون نظـر » Balatarin Donbaleh

۲۱ آذر، سالروز تولد احمد شاملو، شاعر بزرگ ایرن بود. یکی از بهترین ها به نظر من. شعر هاش خیلی حال و هوای این روز ها رو داره. این مطلب رو با تاخیر مینویسم، چون سرم خیلی شلوغ بود تو این چند هفته.
آه اگر آزادی سرودی مي‌خواند
کوچک
همچون گلوگاه ِ پرنده‌يي،
هيچ‌کجا ديواری فروريخته بر جای نمي‌ماند.
ساليان ِ بسيار نمي‌بايست
دريافتن را
که هر ويرانه نشاني از غياب ِانساني‌ست
که حضور ِ انسان
آباداني‌ست.
+ با چند نفر از دوستان تصمیم گرفتیم توی مسابقه ی طراحی ” فرهنگسرای زرتشت” شرکت کنیم. دیروز هم به دوتا از آتشکده ها سر زدیم. آدم هرچی بیشتر در باره ی گذشته ی کشورش میفهمه بیشتر افسوس میخوره. تفاوت زیادی ندیدم بین زرتشت و اسلام .اگر هم تفاوتی بود، به نظر من برای اونا جنبه ی مثبتش بیشتر بود. از یکی از دوستان زرتشتی که لطف کرده بود و با ما اومده بود پرسیدم شما عزاداری هم دارید؟ گفت نه! ما فقط جشن داریم! روزمرگ زرتشنت فقط میریم به مردگانمون سر میزنیم. همین. میگفت سیاه پوشیدن برای ما چیز بدیه. حتی برای عزاداری هم سفید میپوشیم. می گفت ما نمی تونیم در باره ی جشن ها و چیز های دیگه که در اصل بیشتر جنبه ی ملی دارن تا دینی تبلیغ یا توضیحی بدیم. می گفت این کار تبلیغ دین دیگه ای محسوب میشه و ممنوعه … حیف! ایکاش همه ی کسایی که خودشون رو ایرانی میدونن ، الفبای ایرانی بودن رو هم میدونستن. ای کاش درس ایرانی بودن هم داشتیم تا کسی که سالروز وفات کنیه ی سوم حضرت ایکس رو میدونه، این رو هم بدونه که مثلا” مهرگان چیه! من خودم تا دیروز نمیدونستم که “مرداد” یعنی ” نیستی و نابودی ” و در اصل ” امرداد ” صحیحه که به معنای جاودانگیه. افسوس … به قول مهدیه عزیز : به یزدان که گر ما خرد داشتیم ، کجا این سرانجام بد داشتیم
+ قالب دوباره به هم ریخته! اه! سعی میکنم زود تر درستش کنم!

chiquitita

روزمره یک نظر » Balatarin Donbaleh

هفته ی بعدی به طرز بی سابقه ای سرم شلوغه! خدا به خیر کنه! برای بالا بردن روحیه ی خودم دارم آهنگای امید بخش گوش میدم! :))

آهنگ chiquitita از گروه ABBA ! برای دیدن lyric به ادامه ی مطلب برید

+ از ترسیم فنی متــنــفـــــــــــــــــــــــــرم … !

+ بقیه ی نوشته را بخوانید »

۱۳ آذر ۱۳۸۶، دانشگاه تهران

جامعه, دانشگاه ۳ نظـر » Balatarin Donbaleh

میدونید که ۱۶ آذر امسال ، روز جمعه هست، و چون دانشگاه تهران در پنج شنبه ها هم تعطیله ، برای همین مراسم ۱۶ آذر امسال ، امروز، ۱۳ آذر برگذار شد که این خبر با اطلاعیه هایی به دانشجویان گفته شده بود. طبق معمول، فنی های دانشگاه جلوی دانشکده ی فنی ، جزو افراد اصلی تجمع بودن! مثل اینکه فنی ها خیلی سرشون برای این کارا درد میکنه! یه کم از ما هنری ها یاد بگیرن که روز دانشجو، تو حیاط دانشکده، مشغول درست کردن ترشی بودیم تا بچه ها با ترشی غذای سلف رو هضم کنن! :)) گرچه! ما که ترشی ای ندیدیم!

چیزی که خیلی جلب نظر میکرد، حضور زیاد دانشجویانی بود که برای خود دانشگاه تهران نبودن.اکثر افرادی هم که خیلی آتیششون تند بود از همینا بودن. خیلی ها نه تنها از دانشگا تهران نبودن ، که حتی از شهر تهران هم نیومده بودن. یکی از سخنرانان از دانشگاه مازندران بود و … اما چیزی که جالب بود، نحوه ی ورود این افراد به دانشگاه بود. چون از صبح، کنار هر ورودی ۳-۴ تا گهبان گذاشته بودن که عین چی مراقب بودن کسی بدون کارت نره تو! خود ما رو هم به زور گذاشتن بریم …!

اما در کل ، تجمع خیلی زیادی نبود. حرف هایی هم که زده شد، همون حرفای تکراریه کلیشه ای، اما با صدای بلند بود! از امنیت اجتماعی و حمله ی آمریکا، تا سهمیه ی بنزین! بعد از هر سخنرانی هم دانشجویان کف میزدن و شعار ” مرگ بر دیکتاتور” …

+در ضمن، گویا چند نفر از رهبران این تجمع رو هم در دانشگاه دستگیر کردن

+برای دیدن عکس ها به ادامه ی مطلب برید:

+ بقیه ی نوشته را بخوانید »

چون است حال بستان …

آتلیه, ادبیات, دانشگاه, معماری بدون نظـر » Balatarin Donbaleh

دارم ماکت می سازم. همراه با شنیدن موسیقی! خوبیه ماکت درست کردن و شیت کشیدن همینه اصلا”! میتونی هم کار کنی، هم یه هدفون تو گوشت باشه! ولی وقتی میشینی یه مسئله ی مسخره ی فیزیک شیمی حل میکنی که نمیتونی از این کارا کنی! حالا که چی که مثلا” دو دوتا میشه ۴ تا …؟!!

تصمیم گرفتم برای کارم از درهای ارسی استفاده کنم. چه قدر قشنگه این ترکیب های رنگ. واقعا” زیباست. کافیه همراه این کار ها، یه آهنگ سنتی هم گوش بدی تا کاملا” بری توی یه عالم دیگه. تا بفهمی معماریه سنتی یعنی چی، تا بفهمی چی داریم و نمی دونیم، تا بفهمی چیا رو داریم با چیا عوض میکنیم …

شعر ” چون است حال بستان” که محسن نامجو بسیار زیبا خوندش رو حتما” گوش کنید. اصل شعر از سعدیه.

چون است حال بستان، ای باد نو بهاری ؛ کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری

گل نسبتی ندارد باروی دل فریبت ؛ تو در میان گل ها چون گل میان خاری

ای گنج نوشدارو، بر خستگان گذر کن ؛ مرهم به دست و مارا مجروح می گذاری

عمری دگر بباید بعد از وفات مارا ؛ کین عمر طی نمودیم، اندر امیدواری …

پهنای باند …. خریداریم!

غیره ۴ نظـر » Balatarin Donbaleh

عجب بساطیه ها! بعد از این همه مدت که قالب سایت رو درست میکنی و … ییهو میزنه و پهنای باندت تموم میشه! به زودی پهنای باند سایت رو زیاد تر میکنم. تقریبا” ۲ روز سایت Down بود!

+برای چهارمین یا پنجمین بارتو این چند هفته ویندوز عوض کردم! عجب ویروسه کنه ایه! این آخری رو Fdisk کردم البته! گرچه! فکر کنم بازم هست. حضورش رو احساس میکنم … D:

+چهارشنبه تحویل پروژست. طراحیه یک نمازخانه ی بین راهی با توجه به اقلیم مکان انتخابی. من اقلیم گرم و خشک (یزد) رو انتخاب کردم. پیش به سوی شب بیداری های چند شب بعد …!

+دارن پارک دانشجو (تئاتر شهر) رو میکنن ایستگاه مترو! ایول! فقط ۱۰ دقیقه تا دانشگاه پیاده روی داره! گور بابای تئاتر شهر هم کردن! بره حال کنه که حداقل نرفته زیر آب! والله …!

+داریم به ۱۶ آذر نزدیک میشیم و … : حاشیه های ۱۶ آذر امسال، صبح امروز با بازداشت ۶ دانشجوی دانشگاههای تهران آغاز شد.

+توی اخبار امشب شنیدم به علت زلزله ی اخیر تبریز که ۳.۵ ریشتر یا ۴ ریشتر ( یادم نیست دقیق!) بود، برق و تلفن ثابت و همراه و … قطع شد! حالا بیاید فکر کنیم همین زلزله ( نمی گم بیشتر ها! باهمین قدرت … ) بیاد توی تهران. فکر کنم همین کافی باشه تا کل حکومت عوض شه! :))

 


Copyright © 2007 یک معمار. All rights reserved.